عبد المحمد آيتى

36

تحرير تاريخ وصاف ( فارسى )

دربند باكويه بنام پسر مهين توشى گرديد . و ماوراى دربند كه آن را دمرقبق « 1 » گويند ، موضع اردوگاه زمستانى او شد و خاندان او گاه تا ارّان نيز تاختن مىكردند و مىگفتند كه ارّان و آذربايجان نيز جزء ممالك ايشان است . بدين مناسبت آتش كين ميانه بركه اغول « 2 » و هلاكو روشن شد . و در زمستان سال 662 به حكم بركه اغول لشكر ناپاكتر از عفاريت و غول مغول تا لب آب كور رسيد . هلاكو به دفع آنان پرداخت . دشمن منهزم شد و هلاكو از پى ايشان بتاخت . در دربند باكويه بار ديگر دو لشكر مصاف دادند . از لشكر بركه خلقى كثير كشته شد . بركه بگريخت ولى هلاكو به سپاه خود اجازهء انصراف نداد و از روى آب كه يخ بسته بود بگذشت و به كشور شهزاده درآمد . بركه اغول سپاهى گران گرد كرد . چنان‌كه فرمود تمامى لشكر از هر ده ، هشت نفر بر اسب نشستند و به ناگاه بر سر ايلخان تاخت آورد و او را چند منزل عقب نشاند . چون هلاكو به ديار خود رسيد فرمود تا مردمى را كه از طرف بركه اغول در تبريز به تجارت مشغول بودند و اموال بىحد و قياس داشتند بگرفتند و بكشتند و اموال آنان را به سود خزانه ضبط كردند . و بسيار از آن جماعت بودند كه پيش معاريف تبريز اموالى به وديعه گذاشته بودند كه پس از سپرى شدنشان آن مال‌ها در دست آنان بماند و بركه اغول نيز فرمود تا بازرگانان كشور ايلخان را به قتل آورند . [ 51 ] و بدين طريق راه تجارت بسته شد . در اين هنگام قاآن رسولى به بخارا فرستاد و شماره بخارا را تازه گردانيد . يعنى از پيشه‌وران از جمله شانزده هزار كه در بخارار بودند پنج هزار به باتو « 3 » تعلق داشت و سه هزار به قوتى بيكى « 4 » مادر هلاكو و باقى به الغ قول يعنى دلاى بزرگ تا هر كس از اولاد چنگيز كه بر سرير خانيّت استقرار يابد آن را به خاصه حكم كند « 5 » پنجهزار باتو را به صحرا راندند و همه را از دم تيغ گذرانيدند .

--> ( 1 ) - چ : دمرقپق . ( 2 ) - بركه اغول بن توشى ين چنگيز خان . ( 3 ) - باتو بن توشى بن چنگيز خان ( 4 ) - در موارد ديگر سرقوتى بيكى . ( 5 ) - چ : به خاصه حاكم كند .